عراق،افغانستان، و این بار لیبی...

اوضاع خاورمیانه و کشورهای عربی آنقدر پیچیده شده که ممکن است مردم این کشورها را در اتخاذ مواضع دچار سردرگمی کند.
در این کشورها از یک طرف با رژیم های دیکتاتوری و فاسدی رو به رو هستیم که در لزوم ایجاد تغییرات بنیادی در نظامات سیاسیشان نمی توان شک کرد و از طرفی با سیاست های بسیار پیچیده و زیرکانه ای از جانب غرب مواجه هستیم که در قالب ناجی ملت ها با حمله نظامی به این کشورها به دنبال مطامع استعماری خود می باشند.
آنچه که در لیبی اتفاق افتاده بسیار نگران کننده است.حمله نظامی غرب با رهبری ناتو به این کشور معادلات سیاسی را نه به نفع مردم که قطعا به نفع سلطه غرب به سرکردگی آمریکا عوض می کند. خدای ناکرده این کشور هم همانند عراق و افغانستان جولانگاه استعمار نوینی خواهد شد که با پوشش دموکراسی و حقوق بشر و کمک به ملت های آزادی خواه، ظرف جدیدی را برای محتوای چپاول و سلطه گری در ویترین تاکتیک های نظام سلطه قرار خواهد داد.
آمریکا در گذشته با ابزار کودتای نظامی عریان ملت ها را مستعمره خود می کرد و در این میان به مشروعیت خود در بین ملت های دیگر توجهی نداشت ولی بعد از جنگ سرد بنا به دلایلی که نیاز به بحث مفصل و موشکافانه ی مستقلی دارد، شعار حقوق بشر و دموکراسی را سر لوحه کار خود قرار داد و با این ابزار، استعمار نوین را آغاز کرد.
بنابراین باید توجه داشت که تنها ابزار سلطه گری تغییر کرده است. متاسفانه این ابزار جدید برای ملت هایی که تحت حاکمیت رژیم های دیکتاتوری قرار دارند می تواند بسیار خوشایند باشد و باعث گمراهی آنان شود طوری که موجب شود از چاله دشمن داخلی به چاه دشمن خارجی گرفتار شوند.
شکی نیست که سرنوشت هر ملتی باید توسط همان ملت تعین شود.حضور نیروهای نظامی غرب در کشورهای دیگر تنها موجب آشفتگی سیاسی و هرج و مرج می شود که این رخدادها هم از جانب غرب کاملا حساب شده صورت می گیرد تا حضور دائمی خود در این کشورها را بتواند توجیه کند. تجربه عراق و افغانستان کاملا گویای واقعیت است.
ملت های عرب باید علاوه بر جهت گیری ضد استبدادی به جنبش های خود جهت گیری ضد استعماری نیز بدهند و برای فرار از دشمن داخلی به دام دشمن خارجی گرفتار نشوند.
ما در پی آسایش و معراج انسانیم